گاهی زندگی درست قبل از شروع، مکث می‌کند…

بانویی ۲۴ ساله، از نعمت پدر محروم؛

در آستانه‌ی ازدواج، با هزار امید برای ساختن یک «زندگی ساده و آرام

اما یک تصادف، نورِ چشم‌هایش را گرفت.

تا امروز ۳ بار زیر تیغ جراحی رفته فقط برای اینکه دوباره دنیا را ببیند؛

چهره‌ی همسر آینده‌اش را، خانه‌ای که قرار است در آن زندگی کند، و فردایی که حق اوست.

یک عمل دیگر باقی مانده… عملی که اگر انجام شود، بینایی بازمی‌گردد.

هزینه‌ی این جراحی: ۸۰ میلیون تومان

این‌بار، کمک ما نه فقط درمان است، بلکه بازگرداندن نور به شروع یک زندگی است.

اگر می‌توانی، دست‌به‌دست هم بدهیم تا این چشم‌ها دوباره روشن شوند.

Scroll to Top