
Uncategorized
پدرى كه ديگر توان ندارد …
پدرى كه ديپر توان ندارد …
سالها پیش، یک تصادف زندگی یک جوان را متوقف كرد. نه براى چند روزا نه
چند ماه … چند سال تمام در كما بود و پزشكان ديگر اميدى نداشتند.
اما خانواده اش اميد را زمين نگذاشتند. او را به خانه آوردند، پدر ومادر، شب وروزا
مثل پروانه دورش چرخيدند. و معجزه اتفاق افتاد …
او به هوش آمد. اما مغزش آسيب ديده بود. حركت نمى كرد حرف نمى زد فقط
بود …
فقط بودن هم اما براى عزيزانش كافى بود. همسرش، پدرش مادرش … همه در
كنارش ماندند.
تا همين امسال … امسال اما همسرش رفت. با دختر چھار ساله شان.
وحالا اين پسر، روى دوش پدرى خميده
مانده كه ديكر توان ندارد … نه جسمى نه مالى.
شرايطش خوب نيست … هفته گذشته به دليل وخامت حالش در بيمارستانى در يزد
بسترى شد.
اكنون تنها اميد براى بازيابى حركت، يک دستگاه فيزیوتراپی خانگى ست. تا اندام هاى
بی جانش را دوباره به حركت دراورد.
قيمت این دستگاه ٢٠ ميليون تومان است, كه ما تصميم داريم آن را به 534
سهم 75 تومانى تقسيم كنيم. شايد يک وعده غذا يا يک خريد كوچک
برای ما … اما يک قدم براى بلند شدن دوباره ی پسری که هنوز زندگی را مديون
عشق پدر و معجزه ى خداست.
مژده به همه دل هاى بزرك وهمراه!
اون آرزوى قشنگى كه برايش روزها وشبها كنار هم
تلاش كرديم، به حقيقت پيوست!
با كمک بى نظير وهمراهى شما عزيزان
تمام مبلغ ١٠ ميليون تومان تأمين شد
دستگاهى كه قراره كمک كنه يک بيمار دوباره حركت كنه … دوباره اميدو تجربه كنه …
خيلى زود با اين پول خريدارى میشه وبه دست خانوادەاش میرسه.
شما فقط كمك نكرديد
شما قدم گذاشتيد وسط ميدون معجزه !
باعث شديد كه يه پدر ومادر, دوباره لبخند ببينه … باعث شديد كه يه بيمار، به جاى نااميدى, به توانایی فكر كنه.
اين افتخار سهم شماست.
شما به جاى تماشا، انتخاب كرديد بسازيد.
و حالا ما با هم، شاهد آغاز يک مسير تازهايم؛ مسيرى كه به حركت، اميد و زندگى ختم مىشه.
درود به شمایی که حال یک زندگی رو عوض كرديد …



نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.