صداى سرفه هاى مادر را دختر كوچكش با خنده قورت مى دهد …

صداى سرفه هاى مادر را دختر كوچكش با خنده قورت مى دهد …
وقتى مامانش درد میكشد، قربان صدقهاش میرود:
«مامانى قويه … مامانى خوب ميشه … »
اما هيچ كس نگفته
شيمى درمانى قبض دارد
درد, قسط دارد سرطان، پول مى خواهد … وپدر؟
مردى نجيب, كارى, آبرودار … كه همه نیریز، به پاکدستى اش افتخار مى كنند.
اما حالا، شرمنده ى زن وبچهاش مانده …
درمان، از توانش گذشته، ودستش به جيبش نمى رسد … اينجا, نه فقط دو مادر،
بلكه دو خانواده دارند نفس نفس مى زنند …
اگر امروز همراهشان شويم، فردا, هنوز مادرى هست براى آغوش …
وپدری هست برای افتخار!

اين فقط يک كمك نيست!
يک افتخاره!

با ١٥٠ هزار تومان،
در كنار صدها دل بزرگ, دارى براى نجات دو مادر قدم برمى دارى.
دارى نشون میدى: انسانيت هنوز زنده ست، غيرت هنوز جريان داره، و ما هنوز هواى همو داريم.

این يک حركت مردميه يک حماسه كوچيک اما اثرگذار

يک لبخند واقعى، از دل يك خانواده اگه امروز كنارشون باشى،
توهم يكى از قهرمان هاى اين ماجرا خواهى بول.
شماره كارت براى كمك:
6063731124485104

مرتضى فتاح پور

بانک قرض الحسنه مهر ايران

به همت شما خيرين عزيز مبلغ ٣٣٠ ميليون ريال براى تامين بخشى از هزينه هاى درمان هريک از
خانواده ها واريز شد

زندگيتان پر بركت باد

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Scroll to Top