تصور كن …
مادری كه شبها تا صبح كريه ميكنه،
اما صبح لبخند زورکی میزنه تا بچه هاش فكر كنن
همه چيز خوبه. همون مادرى كه سرطان سينه وغدد لنفاوى جسمشو گرفته، ولى بيشترين دردش فكر
فردای بچه هاشه.
پدری كه روى تخت سرد ICU افتاده، چشم هاش
نيمه باز, نفس هاش اسير دستگاه. يه دختر چهارساله دم در مىايسته ومى پرسه: «بابا, كى مياى؟» … و
سكوت سنگين ترين جوابه.
خونه ای كه صدای خياطى مادر, جاى صداى خنده رو گرفته. هر دوخت، یعنى يک تكه نون. هر پارگی
دوخته شده، يعنى عقب انداختن يک اجاره. پرى هم
در گوشه ی اتاق نشسته؛ سال هاست با سرطان میجنگه و ديگه حتى توان نگاه كردن به چرخ خياطى
روهم نداره. اين تصويرها رو بذار كنار هم.
این سه قاب، يک فيلمه. فيلمی از زندگى آدم هايى مثل من وتو همين اطرافمون. ما نمى تونيم سرطان رو متوقف كنيم،
اما می تونيم کارى كنيم بچهى چهارساله جواب سؤالشو بگيره …
مى تونيم به مادرى اميد بديم كه بچه هاش هنوز بهش تكيه مىكنن … میتونیم خستگی رو از دستهای يک زن خياط
برداريم.
اين كمپبن براى همين ساخته شده. براى سه
خانوادهای كه حالا چشم شون به دستاى ماست. سهم كوچيك تو، مى تونه مثل يه كليد باشه … قفل غم رو باز كنه.
وما…..
فقط چند قدم تا نجات اين خونواده ها فاصله داريم …
اگه مى خواى تو هم سهمى داشته باشى در حل
مشكلات اين خانواده ها:
5022291556882890
بانک پاسارگاد – به نام مرتضى فتاح پور
6063731124485104
بانک قرض الحسنه مهر ايران – به نام مرتضى فتاح پور
از دل شما تا زندگى اونا … فقط يه قدمه
يادتونه … ؟
همون مادرى كه با سرطان سينه وغدد لنفاوى مى جنگيد،
همون پدرى كه نفس هاش اسير دستگاه بود
و اون خونهاى كه صدای چرخ خياطى جای خنده رو گرفته بود؟
شما دستاتون رو دراز كرديد ومعجزه شد.
كمكهاى شما به عدد ٥٠ ميليون تومان رسيد. اين يعنى داروهاى مادر تأمين شد, اميد دوباره به پدر
ICU برگشت، و خونه ی اون زن خياط پر شد از نفسى تازه.
شما ثابت كرديد كه وقتى دلها كنار هم باشن، هيج قفلى بسته نمى مونه.
هر قدم كوچيک شما، قفل غصه اى رو باز كرد. از دل شما تا زندگى اونا … فقط يه قدم بود
وشما اون قدم رو برداشتيد
